Ganj e Hozour Programs

Ganj e Hozour Programs

Parviz Shahbazi

Interpretations of Rumi's poems in Farsi and English under Ganj e Hozour (Tresure of Presence)

Kategorier: Teknologi

Hør på den siste episoden:

برنامه صوتی شماره ۸۲۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۶ ژوئیه ۲۰۲۰ - ۱۷ تیرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۳۱۰۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 3104, Divan e Shamsطوافِ کَعبهٔ دل کُن، اگر دلی داریدِلَست کعبهٔ معنی، تو گِل چه پنداریطَوافِ کعبهٔ صورت حَقَت بِدان فرمودکه تا به واسطهٔ آن دلی به دست آریهزار بار پیاده طوافِ کعبه کُنیقبولِ حق نَشَود گَر دلی بیازاریبِدِه تو مُلْکَت و مال و دلی به دست آوَرکه دلْ ضیا(۱) دَهَدَت در لَحَد(۲)، شبِ تاریهزار بَدْرِهٔ(۳) زَر، گَر بَری به حضرتِ حقحَقَت بِگوید دل آر، اگر به ما آریکه سیم و زَر بَرِ ما لاشَی(۴) است،‌ بی‌ مقداردِلَست مَطْلَبِ ما، گَر مرا طَلَب کاریزِ عَرش(۵) و کُرسی و لوح و قَلَم فُزون باشددلِ خَراب که آن را کَهی بِنَشْماریمَدار خوار دلی را، اگر چه خوار بُوَدکه بَس عزیزِ عزیزست دل در آن خواریدلِ خَراب چو مَنْظَرگَهِ(۶) اِلٰه بُوَد*زهی سعادتِ جانی که کرد مِعماریعِمارتِ دلِ بیچارهٔ دو صد پارهز حَجّ و عُمره بِهْ آید به حضرتِ باری(۷)کُنوزِ(۸) گَنجِ الهی دلِ خَراب بُوَدکه در خَرابه بُوَد دفنِ گنجْ بسیاریکَمَر به خدمتِ دلها بِبَند چاکروار(۹)که بَرگُشایَد در تو طَریقِ اسراریگَرَت سَعادت و اِقبال گشت مَطْلوبَتشَوی تو طالِبِ دلها و کِبْر(۱۰) بُگذاریچو همعِنانِ(۱۱) تو گردد عنایتِ دلهاشود یَنابِعِ(۱۲) حِکمَت ز قلبِ تو جاری**رَوان شود زِ لِسانَت، چو سیلْ آبِ حَیاتدَمَت بُوَد چو مَسیحا(۱۳)، دَوایِ بیماریبرایِ یک دل، موجود گشت هر دو جهانشِنو تو نُکتهٔ لَوْلاکْ(۱۴) از لَبِ قاری***وگَرنه کَوْن و مکان(۱۵) را وجود کی بودی؟ز مِهر و ماه و ز اَرْض(۱۶) و سَمایِ(۱۷) زَنگاری(۱۸)خَموش، وصفِ دل اندر بیان‌ نمی‌گُنجَداگر به هر سرِ مویی دو صد زبان داری* حدیث« إِنَّ اللهَ لا يَنْظُرُ إِلى صُوَرِکُمْ و اَمْوالِکُمْ وَلكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ و اَعْمالِکُمْ.» « خداوند به چهره ها و اموال شما نمی نگرد، بلکه به دلهای شما و اعمال شما نظر می کند.»** حدیث« مَنْ اَخْلَصَ لِله اَرْبَعينَ يَوماً ظَهَرتْ يَنابيعُ الحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ.» « هر کس چهل روز به اخلاص در راه خدا بپردازد، چشمه های حکمت از قلب او بر زبانش جاری و ظاهر میشود.»*** حدیث« لَولاکَ لَما خَلَقْتُ الاَفلاکَ.» « اگر تو نبودی افلاک را نمی آفریدم.»مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۹۸۲Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #982 گفت آن یعقوب با اولادِ خویشجُستنِ یوسف کنید از حد بیشهر حسِ خود را درین جُستن به جِدهر طرف رانید، شکلِ مُستَعِد(۱۹)گفت: از رَوحِ خدا لا تَیْأَسُوا(۲۰)همچو گم کرده پسر، رو سو به سواو گفت: از رحمت خدا نومید مشوید و مانند کسی که فرزندی گم کرده است به هر سو بروید و تلاش کنید.قرآن کریم، سوره يوسف(۱۲)، آیه ۸۷Quran, Sooreh Yusuf(#12), Line #87« يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ ۖ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ.»« اى پسران من، برويد و يوسف و برادرش را بجوييد و از رحمت خدا مأيوس مشويد، زيرا تنها كافران از رحمت خدا مأيوس مى‌شوند.»مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۱۸۲۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #1821 بهر این فرمود رحمان ای پسر:کُلُّ یَومٍ هُوَ فِی شَأن ای پسرای پسر معنوی، برای همین است که حضرت رحمان فرمود: اودر هر روز به کاری است.مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۶۴۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #1640 کُلُّ اَصْباحٍ لَنا شَأْنٌ جدیدکُلُّ شَیءٍ عَنْ مُرادی لا یَحیددر هر بامداد کاری تازه داریم، و هیچ کاری از حیطه مشیت من خارج نمی شود.مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۲۲۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1227, Divan e Shamsهر لحظه و هر ساعت یک شیوه نو آردشیرین تر و نادرتر زان شیوه پیشینشمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۲۱۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #1211 شرع بهرِ دفعِ شَرّ رایی زَنَددیو را در شیشهٔ حُجّت کُنَدمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۶۷۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1674, Divan e Shamsقُلْ تَعالُوا آیتیست از جذبِ حقما به جذبه حق تعالی می رویممولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۲۰۱۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #4, Line #2011 قُل تَعالَوْا قُل تَعالَوْا گفت رَبای ستورانِ رمیده از ادبمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۱۲۰۸Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #1208 غیر نُطق و غیر ایماء(۲۱) و سِجِلّ(۲۲) صد هزاران ترجمان خیزد ز دلمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۷۴۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #3745 حَیْثُ ما کُنْتُم فَوَلُّوا وَجْهَکُمنَحْوَهُ هذا الَّذی لَمْ یَنْهَکُمدر هر وضعیتی هستید روی خود را به سوی آن وحدت و یا آن سلیمان بگردانید که این چیزی است که خدا شما را از آن باز نداشته است.مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۵۵۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #550 چون ز زنده مرده بیرون می‌کندنفسِ زنده سوی مرگی می‌تندمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۲۴۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #1241 تا نخوانی لا و اِلّاَ الله رادر نيابی مَنهَجِ این راه رامولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۶۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #65 گر بدیدی حِسِّ حیوان شاه راپس بدیدی گاو و خر الله رامولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۷۲۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #2721 روز روشن، هر که او جوید چراغعین جُستن، کوریش دارد بَلاغمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۴۲۸Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #1428 عاشقِ حالی، نه عاشق بر مَنیبر امیدِ حال بر من می‌تَنیآنکه یک دَم کم، دمی کامل بودنیست معبود خلیل، آفِل بودوآنکه آفِل باشد و، گه آن و ایننیست دلبر، لا اُحِبُّ الْآفِلینقرآن کریم، سوره انعام(۶)، آیه ۷۶و۷۵Quran, Sooreh Al-An'aam(#6), Line #75,76« وَكَذَٰلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ.»(۷۵)« بدين سان به ابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از اهل يقين گردد.»« فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَىٰ كَوْكَبًا ۖ قَالَ هَٰذَا رَبِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ.»(۷۶)« چون شب او را فرو گرفت، ستاره ای دید. گفت: این است پروردگار من. چون فروشد، گفت: فرو شوندگان را دوست ندارم.»مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۴۵۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2455, Divan e Shamsبَرگُذری، دَرنِگری، جُز دلِ خوبان نَبَریسَر مَکش ای دل که ازو هر چه کُنی، جان نَبَریمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۷۷۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #3773 تو ز کَرَّْمنَا بَنی آدم شَهی*هم به خشکی، هم به دریا پا نهیتو به اقتضای قول حضرت حق تعالی: «ما آدمی زادگان را گرامی داشتیم.» پادشاه به شمار می روی، زیرا هم در خشکی گام می نهی و هم در دریا.که حَمَلْنَاهُمْ علی الْبَحْرِ به جاناز حَمَلْنَاهُمْ علی الْبَر، پیش رانتو از حیث روح، مشمول معنای این آیه هستی: «آنان را بر دریا حمل کردیم.» از عالم خاک و ماده در گذر و به سوی دریای معنی بشتاب.مر ملایک را سوی بَر(۲۳)، راه نیستجنسِ حیوان هم ز بَحر، آگاه نیستتو به تن حیوان، به جانی از مَلَک(۲۴)تا رَوی هم بر زمین، هم بر فَلَک* قرآن کریم، سوره اسراء(۱۷)، آیه ۷۰Quran, Sooreh Al- Israa(#17), Line #70« وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلً.»« به راستی که فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا [بر مرکب] مراد روانه داشتیم و به ایشان از پاکیزه‌ها روزی دادیم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریده‌ایم چنانکه باید و شاید برتری بخشیدیم‌.»مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۵۸۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #587 غیر معشوق ار تماشایی بُوَدعشق نَبْوَد، هرزه سودایی بُوَدمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۲۴۴۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #2444 دست گیر از دستِ ما، ما را بِخَرپرده را بَر دار و، پردهٔ ما مَدَرباز خَر، ما را ازین نفسِ پلیدکاردَش تا استخوانِ ما رسیداز چو ما بیچارگان این بندِ سختکِی گُشاید ای شهِ بی‌تاج و تخت؟مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۱۷۷۶Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #1776 چون ننالم همچو شب بی روز او؟بی وصال روی روزْافروزِ اوناخوشِ او، خوش بُود در جان منجان فدای یار دلْ‌رنجان منعاشقم بر رنج خویش و درد خویشبهر خشنودیِّ شاه فرد خویشمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۴۰۷۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #4077 ای نظرتان بر گُهَر بر شاه نهقبله‌تان غول ست و جادهٔ راه نهمن ز شَه بر می‌نگردانم نظرمن چو مُشرک روی نآرم با حَجَرمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۸۰۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #2804 خانه را من روفتم از نیک و بدخانه ام پُرَست از عشق احدمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۱۶۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #1160 دل مَدُزد از دلربایِ روح بخشکه سوارت می کند بر پشتِ رَخشسر مَدُزد از سرفرازِ تاج دِهکو ز پایِ دل گشاید صد گرهمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۰۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #105 در دو چشم غیر من، تو نقش خودگر ببینی، آن خیالی دان و رَدمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۹۹Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #99 دیدهٔ تو چون دلم را دیده شدشد دلِ نادیده، غرقِ دیده شدمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۱۷۹۲Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #1792 آنکه او بستهٔ غم و خنده بُوَداو بدین دو عاریت زنده بُوَدباغِ سبزِ عشق، کو بی مُنتَهاستجز غم و شادی در او بس میوه‌هاستمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۳۵۹Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #1359 نَنگَرم کَس را وَگَر هم بنگرماو بهانه باشد و تو مَنظرمعاشقِ صُنعِ(۲۵) تواَم در شُکر و صبر(۲۶)عاشقِ مَصنوع کی باشم چو گَبْر(۲۷)؟عاشقِ صُنعِ خدا با فَر بُوَدعاشقِ مَصنوعِ او کافر بُوَدمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۶۵۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #2653 گفت پیغمبر که حق فرموده است:من نَگُنجم در خُمِ بالا و پَست*در زمین و آسمان و عَرش نیزمن نَگُنجم، این یقین دان، ای عزیزدر دلِ مؤمن بِگُنجم، ای عَجَبگر مرا جویی، در آن دلها طَلَب* حدیث« لا يَسَعُني اَرْضي وَلاسَمائي وَ يَسَعُني قَلْبُ عَبْدِی الْمُؤْمِن.» « زمین و آسمان من گنجایش مرا ندارد،اما دل بندهٔ مؤمن گنجایش مرا دارد.مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۲۰۶۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #2063 آینهٔ دل صاف باید تا در اوواشناسی صورتِ زشت از نِکومولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۲۴۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #2243 ای دلا منظورِ حق آنگه شویکه چو جزوی سویِ کُلِّ خود رَویحق همی گوید: نظرمان بر دل است*نیست بر صورت که آن آب و گِل استتو همی گویی: مرا دل نیز هستدل فرازِ عَرش باشد، نی به پَست*حدیث« إِنَّ اللهَ لا يَنْظُرُ إِلى صُوَرِکُمْ و اَمْوالِکُمْ وَلكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ و اَعْمالِکُمْ.» « خداوند به چهره ها و اموال شما نمی نگرد، بلکه به دلهای شما و اعمال شما نظر می کند.»مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۲۴۸Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #2248 آن دلی کَز آسمانها برتر استآن دلِ اَبدال(۲۸) یا پیغمبر استپاک گشته آن، ز گِل صافی شدهدر فزونی آمده، وافی(۲۹) شدهمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۲۶۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #2263 دل، تو این آلوده را پنداشتیلاجَرَم دل ز اهلِ دل برداشتیمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۲۷۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #2271 ریزهٔ دل را بِهِلْ(۳۰)، دل را بجوتا شود آن ریزه چون کوهی ازومولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۵۷۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #4, Line #574 من نمی گویم مرا هدیه دهیدبلکه گفتم لایقِ هدیه شویدمولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۶۱۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #4, Line #614 باز گردید ای رسولانِ خَجِلزَر شما را، دل به من آرید، دلقرآن کریم، سوره نمل(۲۷)، آیه ۳۷Quran, Sooreh An-Naml(#27), Line #37« ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لَا قِبَلَ لَهُمْ بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ.» « اكنون به نزدشان بازگرد. سپاهى بر سرشان مى‌كشيم كه هرگز طاقت آن را نداشته باشند. و به خوارى و خفت از آنجا بيرونشان مى‌كنيم.»مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۶۵۹Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #4, Line #659 از شما کی کُدیهٔ(۳۱) زر می کُنیم؟ما شما را کیمیاگر می کُنیممولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۱۷۳۶Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #4, Line #1736 ای دل از کین و کراهت پاک شووآنگهان، اَلْحَمد(۳۲) خوان، چالاک شومولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ١٧٣٨Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #4, Line #1738 وآنگهان گفته خدا که: نَنگرممن به ظاهر، من به باطِن ناظرمحدیث« إِنَّ اللهَ لا يَنْظُرُ إِلى صُوَرِکُمْ و اَمْوالِکُمْ وَلكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ و اَعْمالِکُمْ.» « خداوند به چهره ها و اموال شما نمی نگرد، بلکه به دلهای شما و اعمال شما نظر می کند.»مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۲۸۸۲Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #6, Line #2882 مَنظَرِ حق، دل بُوَد در دو سَراکه نظر در شاهد آید شاه رامولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۸۷۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #870 من ز صاحب دل کنم در تو نظرنی به نقشِ سَجده و ایثارِ زَرمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۳۳۸۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #3384 بس کَسان که ایشان عبادت ها کننددل، به رضوان(۳۳) و ثوابِ آن نَهَندخود، حقیقت مَعْصیت باشد خَفی(۳۴)آن کَدِر(۳۵) باشد که پندارند صَفی(۳۶)مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۸۸۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #881 صد جَوالِ(۳۷) زَر بیاری ای غَنیحق بگوید دل بیار ای مُنحَنی(۳۸)گر ز تو راضی ست دل، من راضی امور ز تو مُعرِض(۳۹) بُوَد، اِعراضی امنَنگرم در تو، در آن دل بنگرمتحفه او را آر، ای جان، بر دَرَممولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۸۸۸Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #888 از برایِ آن دلِ پُر نور و بِر(۴۰)هست آن سلطانِ دل ها منتظرمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۸۱۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #2810 جز گِلابه(۴۱) در تَنَت، کو ای مُقِل(۴۲)؟آب، صافی کُن ز گِل ای خَصمِ(۴۳) دلتو بر آنی هر دَمی کز خواب و خَورخاک ریزی اندرین جُو بیشترچون دلِ آن آب زینها خالی استعکسِ روها از برون در آب جَستپس تو را باطن مُصَفّا(۴۴) ناشدهخانه پُر از دیو و نَسناس(۴۵) و دَده(۴۶)مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۹۳۶Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 936, Divan e Shamsلِقایِ(۴۷) تو چو نَباشد بَقایِ عُمر چه سود؟پَناهِ تو چو نباشد، سِپَر چه سود کُند؟چو یوسُفَم تو نباشی، مرا به مِصر چه کار؟چو رفت سایهٔ سُلطان، حَشَر(۴۸) چه سود کُند؟چو آفتابِ تو نَبْوَد، ز آفتاب چه نور؟چو مَنظرم تو نباشی، نظر چه سود کُند؟مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 3, Divan e Shamsچندان دعا کُن در نَهان، چندان بِنال اَندر شَبانکز گُنبدِ هفت آسمان در گوشِ تو آید صدابانگِ شُعَیب(۴۹) و ناله‌اش، وان اشکِ همچون ژاله‌اشچون شُد زِ حَد، از آسمان آمد سحرگاهش نداگر مُجرمی بَخشیدَمَت، وَز جُرم آمُرزیدَمَتفردوس(۵۰) خواهی دادَمَت، خامُش، رها کُن این دعاگفتا نه این خواهم نه آن، دیدارِ حق خواهم عیانگَر هفت بَحر آتش شود، من دَر رَوَم بَهرِ لِقاگَر راندۀ آن مَنظرم، بَستَست ازو چَشمِ تَرَممن در جَحیم(۵۱) اولیتَرَم، جَنَّت نشاید مَر مراجَنَّت مرا بی‌ رویِ او، هم دوزَخَست و هم عَدو(۵۲)من سوختم زین رنگ و بو، کو فَرِّ(۵۳) انوارِ بَقا؟(۱) ضیا: نور، روشنایی(۲) لَحَد: گور، قبر(۳) بَدره: کیسۀ زر، همیان(۴) لاشَی: ناچیز، بی‌ مقدار(۵) عَرش: جایی فراتر از همۀ آسمان‌ها، بلندای آسمان(۶) مَنظَرگه: تماشاگاه، محل نظر(۷) باری: پروردگار، خالق، آفریننده(۸) کُنوز: جمعِ کَنز، به معنی گنج ها، اندوخته ها(۹) چاکروار: بنده وار، مانند چاکر(۱۰) کِبْر: خودخواهی، خودپسندی، خودنمایی(۱۱) همعِنان: همراه، هم دوش(۱۲) یَنابِع: مخفّف ینابیع و جمعِ ینبوع، به معنی چشمه های پُر آب، جوی های پر آب.(۱۳) مَسیحا: آنکه نفسی مانند نفس عیسی دارد و می‌تواند مُرده را زنده کند.(۱۴) لَوْلاکْ: اگر تو نبودی(۱۵) کَوْن و مکان: گیتی و آنچه در آن است.(۱۶) اَرْض: زمین(۱۷) سَما: آسمان(۱۸) زَنگار: سبز، در اینجا لاجوردی، آبی(۱۹) مُستَعِد: کسی که آماده برای کاری است، آماده، بااستعداد(۲۰) لا تَیْأَسُوا: نا امید نشوید(۲۱) ایماء: اشارت کردن(۲۲) سِجِلّ: در اینجا به معنی مطلق نوشته(۲۳) بَر: خشکی(۲۴) مَلَک: فرشته(۲۵) صُنع: آفرینش، آفریدن(۲۶) شُکر و صبر: در اینجا کنایه از نعمت و بلاست.(۲۷) گَبر: کافر(۲۸) اَبدال: جمعِ بَدَل و بدیل، به معنی مردم شریف، صالح و نیکوکار، مردان خدا(۲۹) وافی: وفا کننده به عهد، در اینجا یعنی به کمال رسیده، تمام و کامل(۳۰) هلیدن: هشتن، گذاشتن، واگذاشتن(۳۱) کُدیه: گدایی، سماجت در گدایی(۳۲) اَلْحَمد: در اينجا مطلق حمد و ثنای پروردگار است.(۳۳) رضوان: خشنودی و رضایت، منظور خشنودی حق تعالی از بندگان نیک است.(۳۴) خَفی: پنهان، پوشیده(۳۵) کدر: تیره، غیر شفاف، نازلال (۳۶) صَفی: خالص، صاف و زلال(۳۷) جَوال: کیسۀ بزرگ از نخ ضخیم یا پارچۀ خشن که برای حمل بار درست می‌کردند، بارجامه.(۳۸) مُنحَنی: خمیده، خمیده قامت(۳۹) مُعرِض: آنکه از کسی روی بگرداند، روی برگردان از چیزی.(۴۰) بِرّ: نیکی، نیکویی(۴۱) گِلابه: گِل و لای، آب گِل آلود(۴۲) مُقِل: فقیر، تهیدست(۴۳) خَصم: دشمن(۴۴) مُصَفّا: تصفیه شده، صاف شده، خالص(۴۵) نَسناس: جانوری افسانه‌ای و موهوم، شبیه به یک نیمه انسان(۴۶) دَده: جانور درنده(۴۷) لِقا: دیدار کردن، دیدار(۴۸) حَشَر: سپاه جمع آوری شده از افراد متفرّقه، لشگر نامنظّم(۴۹) شُعَیب: از پیامبران بنی اسرائیل و پدر زن حضرت موسی که بر مردم مَدیَن مبعوث بود و آنان وی را می آزردند.(۵۰) فردوس: بهشت، باغ، بستان(۵۱) جَحیم: دوزخ، جهنّم(۵۲) عَدو: دشمن(۵۳) فَرّ: شکوه و جلال، شأن و شوکت************************تمام اشعار برنامه بر اساس فرمت سایت گنج نما برای جستجوی آسانمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۳۱۰۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 3104, Divan e Shamsطواف کعبه دل کن اگر دلی داریدلست کعبه معنی تو گل چه پنداریطواف کعبه صورت حقت بدان فرمودکه تا به واسطه آن دلی به دست آریهزار بار پیاده طواف کعبه کنیقبول حق نشود گر دلی بیازاریبده تو ملکت و مال و دلی به دست آورکه دل ضیا دهدت در لحد شب تاریهزار بدره زر گر بری به حضرت حقحقت بگوید دل آر اگر به ما آریکه سیم و زر بر ما لاشی است‌ بی‌ مقداردلست مطلب ما گر مرا طلب کاریز عرش و کرسی و لوح و قلم فزون باشددل خراب که آن را کهی بنشماریمدار خوار دلی را اگر چه خوار بودکه بس عزیز عزیزست دل در آن خواریدل خراب چو منظرگه الٰه بود*زهی سعادت جانی که کرد معماریعمارت دل بیچاره دو صد پارهز حج و عمره به آید به حضرت باریکنوز گنج الهی دل خراب بودکه در خرابه بود دفن گنج بسیاریکمر به خدمت دلها ببند چاکروارکه برگشاید در تو طریق اسراریگرت سعادت و اقبال گشت مطلوبتشوی تو طالب دلها و کبر بگذاریچو همعنان تو گردد عنایت دلهاشود ینابع حکمت ز قلب تو جاری**روان شود ز لسانت چو سیل آب حیاتدمت بود چو مسیحا دوای بیماریبرای یک دل موجود گشت هر دو جهانشنو تو نکته لولاک از لب قاری***وگرنه کون و مکان را وجود کی بودیز مهر و ماه و ز ارض و سمای زنگاریخموش وصف دل اندر بیان‌ نمی‌گنجداگر به هر سر مویی دو صد زبان داری* حدیث« إِنَّ اللهَ لا يَنْظُرُ إِلى صُوَرِکُمْ و اَمْوالِکُمْ وَلكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ و اَعْمالِکُمْ.» « خداوند به چهره ها و اموال شما نمی نگرد، بلکه به دلهای شما و اعمال شما نظر می کند.»** حدیث« مَنْ اَخْلَصَ لِله اَرْبَعينَ يَوماً ظَهَرتْ يَنابيعُ الحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ.» « هر کس چهل روز به اخلاص در راه خدا بپردازد، چشمه های حکمت از قلب او بر زبانش جاری و ظاهر میشود.»*** حدیث« لَولاکَ لَما خَلَقْتُ الاَفلاکَ.» « اگر تو نبودی افلاک را نمی آفریدم.»مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۹۸۲Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #982 گفت آن یعقوب با اولاد خویشجستن یوسف کنید از حد بیشهر حس خود را درین جستن به جدهر طرف رانید شکل مستعدگفت از روح خدا لا تیأسواهمچو گم کرده پسر رو سو به سواو گفت: از رحمت خدا نومید مشوید و مانند کسی که فرزندی گم کرده است به هر سو بروید و تلاش کنید.قرآن کریم، سوره يوسف(۱۲)، آیه ۸۷Quran, Sooreh Yusuf(#12), Line #87« يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ ۖ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ.»« اى پسران من، برويد و يوسف و برادرش را بجوييد و از رحمت خدا مأيوس مشويد، زيرا تنها كافران از رحمت خدا مأيوس مى‌شوند.»مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۱۸۲۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #1821 بهر این فرمود رحمان ای پسرکل یوم هو فی شأن ای پسرای پسر معنوی، برای همین است که حضرت رحمان فرمود: او در هر روز به کاری است.مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۶۴۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #1640 کل اصباح لنا شأن جدیدکل شیء عن مرادی لا یحیددر هر بامداد کاری تازه داریم، و هیچ کاری از حیطه مشیت من خارج نمی شود.مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۲۲۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1227, Divan e Shamsهر لحظه و هر ساعت یک شیوه نو آردشیرین تر و نادرتر زان شیوه پیشینشمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۲۱۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #1211 شرع بهر دفع شر رایی زنددیو را در شیشه حجت کندمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۶۷۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1674, Divan e Shamsقل تعالوا آیتیست از جذب حقما به جذبه حق تعالی می رویممولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۲۰۱۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #4, Line #2011 قل تعالوا قل تعالوا گفت ربای ستوران رمیده از ادبمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۱۲۰۸Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #1208 غیر نطق و غیر ایما و سجل صد هزاران ترجمان خیزد ز دلمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۷۴۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #3745 حیث ما کنتم فولوا وجهکمنحوه هذا الذی لم ینهکمدر هر وضعیتی هستید روی خود را به سوی آن وحدت و یا آن سلیمان بگردانید که این چیزی است که خدا شما را از آن باز نداشته است.مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۵۵۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #550 چون ز زنده مرده بیرون می‌کندنفس زنده سوی مرگی می‌تندمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۲۴۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #1241 تا نخوانی لا و الا الله رادر نيابی منهج این راه رامولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۶۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #65 گر بدیدی حس حیوان شاه راپس بدیدی گاو و خر الله رامولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۷۲۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #2721 روز روشن هر که او جوید چراغعین جستن کوریش دارد بلاغمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۴۲۸Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #1428 عاشق حالی نه عاشق بر منیبر امید حال بر من می‌تنیآنکه یک دم کم دمی کامل بودنیست معبود خلیل آفل بودوآنکه آفِل باشد و، گه آن و ایننیست دلبر، لا اُحِبُّ الْآفِلینقرآن کریم، سوره انعام(۶)، آیه ۷۶و۷۵Quran, Sooreh Al-An'aam(#6), Line #75,76« وَكَذَٰلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ.»(۷۵)« بدين سان به ابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از اهل يقين گردد.»« فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَىٰ كَوْكَبًا ۖ قَالَ هَٰذَا رَبِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ.»(۷۶)« چون شب او را فرو گرفت، ستاره ای دید. گفت: این است پروردگار من. چون فروشد، گفت: فرو شوندگان را دوست ندارم.»مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۴۵۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2455, Divan e Shamsبرگذری درنگری جز دل خوبان نبریسر مکش ای دل که ازو هر چه کنی جان نبریمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۷۷۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #3773 تو ز کرمنا بنی آدم شهی*هم به خشکی هم به دریا پا نهیتو به اقتضای قول حضرت حق تعالی: «ما آدمی زادگان را گرامی داشتیم.» پادشاه به شمار می روی، زیرا هم در خشکی گام می نهی و هم در دریا.که حملناهم علی البحر به جاناز حملناهم علی البر پیش رانتو از حیث روح، مشمول معنای این آیه هستی: «آنان را بر دریا حمل کردیم.» از عالم خاک و ماده در گذر و به سوی دریای معنی بشتاب.مر ملایک را سوی بر راه نیستجنس حیوان هم ز بحر آگاه نیستتو به تن حیوان به جانی از ملکتا روی هم بر زمین هم بر فلک* قرآن کریم، سوره اسراء(۱۷)، آیه ۷۰Quran, Sooreh Al- Israa(#17), Line #70« وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلً.»« به راستی که فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا [بر مرکب] مراد روانه داشتیم و به ایشان از پاکیزه‌ها روزی دادیم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریده‌ایم چنانکه باید و شاید برتری بخشیدیم‌.»مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۵۸۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #587 غیر معشوق ار تماشایی بودعشق نبود هرزه سودایی بودمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۲۴۴۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #2444 دست گیر از دست ما ما را بخرپرده را بر دار و پرده ما مدرباز خر ما را ازین نفس پلیدکاردش تا استخوان ما رسیداز چو ما بیچارگان این بند سختکی گشاید ای شه بی‌تاج و تختمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۱۷۷۶Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #1776 چون ننالم همچو شب بی روز اوبی وصال روی روزافروز اوناخوش او خوش بود در جان منجان فدای یار دل‌رنجان منعاشقم بر رنج خویش و درد خویشبهر خشنودی شاه فرد خویشمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۴۰۷۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #4077 ای نظرتان بر گهر بر شاه نهقبله‌تان غول ست و جاده راه نهمن ز شه بر می‌نگردانم نظرمن چو مشرک روی نآرم با حجرمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۸۰۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #2804 خانه را من روفتم از نیک و بدخانه ام پرست از عشق احدمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۱۶۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #1160 دل مدزد از دلربای روح بخشکه سوارت می کند بر پشت رخشسر مدزد از سرفراز تاج دهکو ز پای دل گشاید صد گرهمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۰۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #105 در دو چشم غیر من تو نقش خودگر ببینی آن خیالی دان و ردمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۹۹Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #99 دیده تو چون دلم را دیده شدشد دل نادیده غرق دیده شدمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۱۷۹۲Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #1792 آنکه او بسته غم و خنده بوداو بدین دو عاریت زنده بودباغ سبز عشق کو بی منتهاستجز غم و شادی در او بس میوه‌هاستمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۳۵۹Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #1359 ننگرم کس را وگر هم بنگرماو بهانه باشد و تو منظرمعاشق صنع توام در شکر و صبرعاشق مصنوع کی باشم چو گبرعاشق صنع خدا با فر بودعاشق مصنوع او کافر بودمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۶۵۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #2653 گفت پیغمبر که حق فرموده استمن نگنجم در خم بالا و پست*در زمین و آسمان و عرش نیزمن نگنجم این یقین دان ای عزیزدر دل مؤمن بگنجم ای عجبگر مرا جویی در آن دلها طَلَب* حدیث« لا يَسَعُني اَرْضي وَلاسَمائي وَ يَسَعُني قَلْبُ عَبْدِی الْمُؤْمِن.» « زمین و آسمان من گنجایش مرا ندارد،اما دل بندهٔ مؤمن گنجایش مرا دارد.مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۲۰۶۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #2063 آینه دل صاف باید تا در اوواشناسی صورت زشت از نکومولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۲۴۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #2243 ای دلا منظور حق آنگه شویکه چو جزوی سوی کل خود رویحق همی گوید نظرمان بر دل است*نیست بر صورت که آن آب و گل استتو همی گویی مرا دل نیز هستدل فراز عرش باشد، نی به پست*حدیث« إِنَّ اللهَ لا يَنْظُرُ إِلى صُوَرِکُمْ و اَمْوالِکُمْ وَلكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ و اَعْمالِکُمْ.» « خداوند به چهره ها و اموال شما نمی نگرد، بلکه به دلهای شما و اعمال شما نظر می کند.»مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۲۴۸Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #2248 آن دلی کز آسمانها برتر استآن دل ابدال یا پیغمبر استپاک گشته آن ز گل صافی شدهدر فزونی آمده وافی شدهمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۲۶۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #2263 دل، تو این آلوده را پنداشتیلاجرم دل ز اهل دل برداشتیمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۲۷۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #2271 ریزه دل را بهل دل را بجوتا شود آن ریزه چون کوهی ازومولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۵۷۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #4, Line #574 من نمی گویم مرا هدیه دهیدبلکه گفتم لایق هدیه شویدمولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۶۱۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #4, Line #614 باز گردید ای رسولان خجلزر شما را دل به من آرید دلقرآن کریم، سوره نمل(۲۷)، آیه ۳۷Quran, Sooreh An-Naml(#27), Line #37« ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لَا قِبَلَ لَهُمْ بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ.» « اكنون به نزدشان بازگرد. سپاهى بر سرشان مى‌كشيم كه هرگز طاقت آن را نداشته باشند. و به خوارى و خفت از آنجا بيرونشان مى‌كنيم.»مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۶۵۹Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #4, Line #659 از شما کی کدیه زر می کنیمما شما را کیمیاگر می کنیممولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۱۷۳۶Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #4, Line #1736 ای دل از کین و کراهت پاک شووآنگهان الحمد خوان چالاک شومولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ١٧٣٨Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #4, Line #1738 وآنگهان گفته خدا که ننگرممن به ظاهر من به باطن ناظرمحدیث« إِنَّ اللهَ لا يَنْظُرُ إِلى صُوَرِکُمْ و اَمْوالِکُمْ وَلكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ و اَعْمالِکُمْ.» « خداوند به چهره ها و اموال شما نمی نگرد، بلکه به دلهای شما و اعمال شما نظر می کند.»مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۲۸۸۲Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #6, Line #2882 منظر حق دل بود در دو سراکه نظر در شاهد آید شاه رامولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۸۷۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #870 من ز صاحب دل کنم در تو نظرنی به نقش سجده و ایثار زرمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۳۳۸۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #3384 بس کسان که ایشان عبادت ها کننددل به رضوان و ثواب آن نهندخود حقیقت معصیت باشد خفیآن کدر باشد که پندارند صفیمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۸۸۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #881 صد جوال زر بیاری ای غنیحق بگوید دل بیار ای منحنیگر ز تو راضی ست دل من راضی امور ز تو معرض بود اعراضی امننگرم در تو در آن دل بنگرمتحفه او را آر ای جان بر درممولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۸۸۸Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #888 از برای آن دل پر نور و برهست آن سلطان دل ها منتظرمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۸۱۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #2810 جز گلابه در تنت کو ای مقلآب صافی کن ز گل ای خصم دلتو بر آنی هر دمی کز خواب و خورخاک ریزی اندرین جو بیشترچون دل آن آب زینها خالی استعکس روها از برون در آب جستپس تو را باطن مصفا ناشدهخانه پر از دیو و نسناس و ددهمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۹۳۶Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 936, Divan e Shamsلقای تو چو نباشد بقای عمر چه سودپناه تو چو نباشد سپر چه سود کندچو یوسفم تو نباشی مرا به مصر چه کارچو رفت سایه سلطان حشر چه سود کندچو آفتاب تو نبود ز آفتاب چه نورچو منظرم تو نباشی نظر چه سود کُندمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 3, Divan e Shamsچندان دعا کن در نهان چندان بنال اندر شبانکز گنبد هفت آسمان در گوش تو آید صدابانگ شعیب و ناله‌اش وان اشک همچون ژاله‌اشچون شد ز حد از آسمان آمد سحرگاهش نداگر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمتفردوس خواهی دادمت خامش رها کن این دعاگفتا نه این خواهم نه آن دیدار حق خواهم عیانگَر هفت بحر آتش شود من در روم بهر لقاگر راندۀ آن منظرم بستست ازو چشم ترممن در جحیم اولیترم جنت نشاید مر مراجنت مرا بی‌ روی او هم دوزخست و هم عدومن سوختم زین رنگ و بو کو فر انوار بقا

Tidligere episoder

  • 1415 - Ganje Hozour audio Program #822 
    Wed, 08 Jul 2020
  • 1414 - Ganje Hozour audio Program #821 
    Wed, 01 Jul 2020
  • 1413 - Ganje Hozour audio Program #820 
    Wed, 24 Jun 2020
  • 1412 - Ganje Hozour audio Program #819 
    Wed, 17 Jun 2020
  • 1411 - Ganje Hozour audio Program #818 
    Wed, 10 Jun 2020
Vis flere episoder

Flere norgesiske teknologi-podcaster

Flere internasjonale teknologi-podcaster

Velge podcast kategori